تبلیغات
ام جی - سی پی کی - ورژن جدید شیخ و مریدانش

دسته بندی موضوعات

آرشیو مطالب

آمار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :

نظرسنجی

    شما! آره! شمادختری یا پسر؟


ورژن جدید شیخ و مریدانش

نوشته: محمدجواد اسلامی در: پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 | نظرات()

به ادامه مطلب مراجعه کنید.

مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد : یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.
 
 شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.
 
 حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!
 
 و مریدان همی گریستند.
 


 مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
 
 شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
 
 عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
 
 شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
 
 و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.
 



 شیخ را پرسیدند : از برای چه ساکتی ؟
 
 فرمود : سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست.
 
 و مریدان از هوش برفتندی.
 



 روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول !
 
 پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی.
 
 نوبت به لغت نامه دهخدا برسید . شیخ به انگشت تدبیر اینتر بزد و …
 
 بالا آمد آن صفحه ی نحس شوم *** دق دهنده ی مردم مرز و بوم
 
 پس شگفتی مریدان را درگرفت. شیخ را پرسیدند : یا شیخ این لغت نامه ای بود. این دیگر چرا ؟
 
 شیخ بگریست …
 
 لغتنامه مملو زلغات کهن و نو***چه ربطی داشت به سیاست و پو.ر.نو
 
 که چنینش کردند پیلتر و مسدود *** گناه دهخدای ادیب دیگر چه بود ؟
 
 و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا تسمه موتورشان بسوخت.
 



 مریدی بر سر زنان نزد شیخ برفت رقعه ای به شیخ داد و عرض کرد یا شیخ قبض گازتان آمد.
 
 فغان و ناله از مریدان برخاست.
 
 شیخ گریان فرمود : کاش قبض روح می شدیم و قبض گاز نمی شدیم ، حال آن کلنگ بده ببینم.
 
 مرید عرض کرد : یا شیخ این کلنگ نیست قبض است.
 
 فرمود : هرچه که هست خانه مان را ویران بکرده.
 
 پس نیک در قبض نگریست که صفرهایش از قبض برون زده بود.
 
 فرمود : به گمانم هیزم نیز گران گشته. بگردید و تپاله جمع کنید که گر آن هم گران شود بی گمان بیچاره ایم.
 
 خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش
 
 و مریدان خون بگریستند .
 



 شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟
 
 فرمود : به زنبور بی عسل.
 
 عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت.
 
 فرمود : واقعیت که داشت .
 
 و مریدان رم کردندی و به صحرا برفتندی.
آخرین بازی های آنلاین :
تمامی حقوق در انحصار ام جی - سی پی کی میباشد و هرگونه كپی برداری غیر مجاز و شرعا حرام است.